«وقتی زندگی را می بازی، به خاطره پناه می بری. می خواهی بفهمی از کجا شروع شد و امان از وقتی که در این دور لایتناهی می افتی!»
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 20:6  توسط کلاغ
|
آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست...
«وقتی زندگی را می بازی، به خاطره پناه می بری. می خواهی بفهمی از کجا شروع شد و امان از وقتی که در این دور لایتناهی می افتی!»
