تبليغاتX
جیغ کلاغ

جیغ کلاغ

آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست...

بخوان ای همسفر با من!

 

ره تاریک با پاهای من پیکار دارد

به هر دم زیر پایم راه را با آب آلوده

به سنگ آکنده و دشوار دارد؛

به چشم پا ولی من راه خود را می سپارم.

جهان تا جنبشی دارد رود هر کس به راه خود.

عقاب پیر هم غرق است و مست اندر نگاه خود.

نباشد هیچ کار سخت کان را در نیابد فکر آسان ساز،

شب از نیمه گذشته ست، خروس دهکده برداشته است آواز؛

چرا دارم ره خود را رها من

بخوان ای همسفر با من!

نیما یوشیج

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 21:26  توسط کلاغ  | 

خسته ام خیلی خسته و پر از حرف نگفته...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 21:47  توسط کلاغ  | 

آغاز یک پایان

 

برژینسکی، مشاور امنیتی کاخ سفید در دوران سه رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه ای با فرید زکریا:

 وقایع جاری در ایران، «آغاز یک پایان» است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 14:7  توسط کلاغ  | 

 

مستیم درد منو دیگه دوا نمی کنه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 22:49  توسط کلاغ  | 

هم پایان تلخ هم تلخی بی پایان

 

تو  فیلم درباره الی یکی از شخصیت های فیلم می گوید «یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است».

به خودم می گویم با این مثلا انتخابات لعنتی ما هم یک پایان تلخ داشتیم و هم تلخی بی پایان...

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 18:12  توسط کلاغ  | 

هنوز گیجم

 

تو این مدت بارها آمدم اینجا که بنویسم از بغض ها و رنج ها و خشونت های این روزها اما به قلم نمی آیند... هنوز از شوک اتفاقات کودتای ۲۲ خرداد بیرون نیامده ام و نگران همه کسانی هستم که در خطرند به ویژه دوستان و افرادی که از نزدیک می شناسمشان... نگران روزهایی هستم که از این پس خواهیم داشت... نگران گام های بی شماری هستم که به عقب برداشتیم... هنوز گیجم و پر از بغض فروخورده.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 15:53  توسط کلاغ  | 

 
Free counter and web stats