تبليغاتX
جیغ کلاغ

جیغ کلاغ

آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست...

...

 

کاش باور کنم که هیچ چیز قرار نیست تغییر کند

باور کنم من همینم و همین، با همۀ اخلاق های بدم، و چندان عوض نخواهم شد

کاش واقع نگرتر باشم و کمتر رویایی

آن وقت این امید پوچ و انتظار احمقانه ام تمام خواهد شد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 16:38  توسط کلاغ  | 

حرفهایی در حد هیچ

 

کلافه و بی حوصله ام امروز.

از صبح که بیدار شدم گردنم درد می کند و حسابی گرفته و شده ام مثل آدم آهنی.

فکر کلی کار که انجامشان نمی دهم آزارم می دهد.

آمدم دانشگاه که کار انجام بدهم اما نشستم و اینترنت گردی می کنم.

کاش برنامه امروز عصر با دوستانی که مدتی است ندیدمشان کمی حال و هوایم را عوض کند. دوستانی که زمانی که همکار بودیم زیاد می دیدمشان اما حالا بعد از عید فقط یک بار دیدمشان. واقعا همکار و محیط کار خیلی مهم است. من که فعلا هیچ کدام را ندارم...

احساس می کنم خیلی خیلی بی معرفت شده ام. چند وقت است که از بعضی دوستانم بی خبرم؟ آنها هم بی معرفتند. مخصوصا تو پریسا! دلم تنگ شده برایت...

همه اش تقصیر پایان نامه است. آنقدر مضطربم می کند که دوست دارم سرم را ببرم زیر پتو و به هیچ چیز و هیچ کس فکر نکنم.

برای چی این مزخرفات را اینجا می نویسم؟ خودم هم نمی دانم...  شاید هزیان اند. جدا حس می کنم تب دارم!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 11:21  توسط کلاغ  | 

حدیث مکرر بی قراری

 

بی قرارم.

گاهی اوقات انگار فقط منتظرم زمان بگذرد، نشسته ام ثانیه ها را می شمارم.

زمان بگذرد که چه؟ نمی دانم.

مضطربِ هفته آینده ام و کاری که باید انجام دهم و مطمئن نیستم از پس آن برآیم. کارهای پروژه ای همیشه برای من پر از اضطرابند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 19:28  توسط کلاغ  | 

معرفی کتاب

 

نشر نی اواخر سال ۸۷ دو کتاب در مورد فمینیسم منتشر کرد که بعد از مدت ها به نظرم کتاب هایی قوی و قابل توجه در این حوزه آمدند. هر چند خودم هنوز هیچ کدام را نخوانده ام و تنها به فهرستشان نگاهی کرده ام اما گفتم بد نیست معرفی کوتاهی در موردشان بنویسم.

* دو جستار دربارۀ فلسفۀ سیاسی فمینیسم

نویسندگان: جین منسبریج / سوزان مولر اوکین / ویل کیملیکا

مترجم: نیلوفر مهدیان

ناشر: نی

تعداد صفحه: ۱۵۶

قیمت: ۲۶۰۰ تومان

فهرست مطالب کتاب:

یادداشت مترجم

جستار اول (جین منسبریج و سوزان مولر اوکین)

فمینیسم، جنبشی سیاسی

نقد فمینیستی آثار معیار

بازنگری مفاهیم

وابستگی

تسلط

اهمیت مفهوم «تفاوت»

شباهت

تفاوت

سلطه

نظریه حقوقی و سیاست های عمومی

تفاوت ها میان زنان

فمینیسم در مقام ایدئولوژی

جستار دوم (ویل کیملیکا)

۱. برابری جنسی و تبعیض جنسی

۲. عمومی و خصوصی

الف) دولت و جامعه مدنی

ب) شخصی و اجتماعی: حق حرمت شخصی

۳. اخلاق مراقبت

الف) ظرفیت های اخلاقی

ب) استدلال اخلاقی

ج) مفاهیم اخلاقی

این کتاب در واقع دو مقاله است که اولی از کتاب راهنمای فلسفۀ سیاسی معاصر و دومی از کتاب مقدمه ای بر فلسفۀ سیاسی معاصر انتخاب شده است.

* نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه های فمینیستی

نویسنده: رزمری تانگ

مترجم: منیژه نجم عراقی

ناشر: نی

تعداد صفحه: ۴۲۴

قیمت: ۶۰۰۰ تومان

این کتاب به معرفی جامع نظریات فمینیستی می پردازد. از جمله مباحث کتاب می توان به این موارد اشاره کرد: «گونه‌هاي انديشه فمينيستي»، «فمينيسم ليبرال»، «فمينيسم ماركسيستي»، «فمينيسم راديكال و مباحث توليد مثل و مادري»، «فمينيسم راديكال و مباحث جنسيت و ميل جنسي»، «فمينيسم اگزيستانسياليستي» و «نتيجه‌گيري: موانع و تفاوت‌ها».

چون خودم هنوز کتاب را نخریده ام نتوانستم فهرست را به طور کامل بیاورم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 18:35  توسط کلاغ  | 

...

 

کاش اتفاق خوبی می افتاد و کمی حال و هوایم عوض می شد. مثلا چه اتفاقی؟ هیچ تصوری ندارم... چقدر تلخ است که رویایی ندارم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 17:10  توسط کلاغ  | 

کاغذِ خط خطیِ ذهن

 

گاهی اوقات حرفها، حادثه ها، آدمها و... هر یک در ذهنم خطی می کشند و می روند. خطی زیبا یا خراشی دردناک یا ردی بی معنا. آخر روز ذهنم کاغذی خط خطی ست که نمی توانم بخوانمش، هیچ چیز از آن نمی فهمم و دوست دارم پاره پاره اش کنم...

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 22:52  توسط کلاغ  | 

...

 

چند روزی است که می خواهم چیزی بنویسم اما باز واژه ها از ذهنم فرار می کنند...

دلشوره ریزی دائم زیر پوستم می دود و بی قرارم می کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 19:47  توسط کلاغ  | 

باران...

 

تارهای بی کوک و

کمان باد ولنگار

                باران را

                 گو بی آهنگ ببار!

غبار آلوده، از جهان

تصویری باژگونه در آبگینه ی بی قرار

                  باران را

                   گو بی مقصود ببار!

"شاملو"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 1:6  توسط کلاغ  | 

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 1:29  توسط کلاغ  | 

...

 

«سال هاست که روزمره هایم را می نویسم. گاهی دو کلمه، گاهی چند صفحه، و بعضی روزها هیچ؛ بستگی به حال و هوایی دارد که دارم. شده است سه دفتر، که آنها را پشت کتاب هایم پنهان می کنم. خوش ندارم کسی این ها را بخواند. تنها اینجا و در این یادداشت ها خودم هستم. ملاحظه ی هیچ چیزی را نمی کنم و هیچ مرزی نمی شناسم. دیوانه ام. این صفحه ها دیوانه خانه ی من است. اینجا، مثل دیوانه ای که هیچ کس نمی تواند زنجیرش کند، آزادم. فکر اینکه ممکن است کس دیگری این یادداشت ها را بخواند، آزادی مرا از من می گیرد. حضور هر کس دیگری، غیبتِ بخشی هایی از خود من است.

اول ها، که تازه نوشتن یادداشت های روزانه را شروع کرده بودم، خودم هم مزاحم خودم بودم. گاهی خجالت می کشیدم... چند ماهی طول کشید تا توانستم با این صفحه های سفید صمیمی بشوم و در آنها مرزهای خودم را با خودم درهم بشکنم. حالا روی این صفحه ها احساس امنیت می کنم.»

ماه در حلقه ی انگشتر - مسعود کریم خانی

 

این سطور را که خواندم یاد دفتر های خودم افتادم. یاد این افتادم که حالا کمتر می نویسم. در دفترم هم کمتر خودم هستم. شاید از خودم و واقعیت های زندگیم فرار می کنم. دلتنگ شدم برای این بی مرزی و سبکیِ نوشتن که از خودم دریغ کرده ام...

پ.ن. چه خوب است که همیشه رمان هست تا آدم تنهایی هایش را با آن پر کند. برای مدتی از همه چیز و همه کس دور شود و در دنیایی دیگر دنبال تکه هایی از ذهنش بگردد.

و چه خوبتر است که دوستی پیدا کرده ام که در رمان با او هم سلیقه ام و اکثرا از پیشنهاد هایش خوشم می آید و هرگاه خسته از همه چیز، دنبال کتابی سبک برای غرق شدن در خودم و فراموشی می گردم،  پیشنهادی از او در قفسه کتاب هایم پیدا می کنم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 23:41  توسط کلاغ  | 

...

 

این مطلب آیدین را کاملا درک می کنم. حرفی است که بارها و بارها به آن اندیشیده ام و غصه خورده ام ...

فیش تلفن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 19:46  توسط کلاغ  | 

...

 

یکی از بدترین پیامدهای تعطیلات برای من این است که بیکار می شوم  و در نتیجه به کل مسائل و مشکلات و بدبختی هایم در زندگی فکر می کنم و بعد مثل حالا از ته دل آرزو می کنم کاش بمیرم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت 22:33  توسط کلاغ  | 

 

یارا بهشت صحبت یاران همدم است

دیدار یار نامتناسب جهنم است

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دم است

"سعدی"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 21:35  توسط کلاغ  | 

...

 

گاه آدم می داند کاری که انجام می دهد اشتباه است و عواقبش هم تلخ اما نمی تواند از انجامش خودداری کند... حس بدیست اما بی حوصله تر از آنست که بخواهد تغییری ایجاد کند...

کاش می شد از فکر کردن به برخی مسائل فرار نکرد کاش می شد آدم خودش را مجبور به فکر کردن کند...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 21:22  توسط کلاغ  | 

...

 

وقتی آینده به غایت مبهم است و هر لحظه که می  گذرد به اتفاق یا اتفاق های تلخی نزدیکتر می شوم، سال نو برایم بی معنا می شود...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 2:25  توسط کلاغ  | 

 
Free counter and web stats